زمستون که میشه
انگار همه چیز یخ میزنه ...
حتی دلای آدما ...
اون باد پاییزی هم که هوای منو با خودش پیش تو میاورد ،
انگار توی زمستون
هوای منو
با خودش از پیشت می بره ...

+یه نگاه به آسمون بنداز ...
لبخند بزن ...
گاهی وقتا به خدا بگو که دوسش داری ...
عشقو باید توی هر چیزی گنجوند ... اگه باشه همه چی با هم جور میشه ...
عشق فقط بین دو جنس مخالف نیست ...
عشق توی هر چیزی هست ...
واسه من تو راه رفتن زیر بارونه ... دیدن برگای پاییزی ...
بودن با دوستام ... خوندن زیست شناسی ... گوش کردن به موزیک مورد علاقه و
خیلی چیزای دیگه ...
عشق رو باید دوست داشت ... باید بهش بها داد ... باید به اطراف با عشق نگاه کرد ...
همونطور که شاعر میگه : چشم هارا باید شست ...
بیاین امتحان کنیم
غمگین نباشیم ... سخت نگیریم ... لبخند بزنیم و با لبخندمون به بقیه هم انرژی بدیم ...
همین کافیه که دنیای ما خیلی بهتر از این باشه ... خیلی بهتر از این ...
بیاین از خودمون شروع کنیم ...
+آروم آروم زیر بارون راه میرم ...
بغض میکنم ...
یواشکی اشک میریزم ...
میدونم میون این همه بارون اشکای من گم میشه ...
اما اشک میریزم ...
نمیدونم واسه چی ...
نمیدونم...
+میدونستین داشتن چتر تو روزای بارونی پاییز یه گناه خیلی بزرگه ؟؟؟
مثل سیگار میمونه ...
خاطراتمونو میگم ...
اولش داره خفت میکنه ...
اما آروم آروم دود میشن و میرن هوا ...
آخرشم تو میمونی و دستای خالی و یه دل ظاهرا بی درد ...

+کم میام ...
همیشه قبل از اینکه تولدم برسه خیلی شوق و ذوق دارم اما همون روز که میشه خیلی دلم میگیره ... اما دوست دارم امسال همه چیز فرق کنه ... با اینکه هیچ وقت دوست نداشتم شمع 16 سالگیمو فوت کنم ... امروز تولدمه و من سعی میکنم که خوشحال باشم ... به هر حال منم اولای راهمو این راه نرفته رو باید تا آخر برم... خدایا کمکم کن که بتونم به خواسته هام برسم ...

+از این عکسه خیلی خوشم میاد واسه همین امروز گذاشتمش
+ از همه ی دوستای گلم که تولدمو تبریک گفتن صمیمانه ممنونم ... دوستون دارم ...
+7 آبان (29 اکتبر) روز جهانی کوروش بزرگ خجسته ...
بعد از اینکه اسمتو رو اون کارت عروسی لعنتی دیدم
به خودم قول دادم که دیگه اسمتو نیارمـــــــ
اما الان
بعد از اون همه سال
با خوندن این آگهی ترحیم
زدم زیر قولــم...

نمیدونم من زیادی دل نازکمـــ ... یا تو زیادی دل سنگـــ ...
نمیدونم من حافظم خیلی قویــه ... یا تو زیادی فراموشکار ...
که یادت میره دوسم داری و اینجوری میکنی ....
منم یادم میاد دوسم داری و بغضـــ میکنمـــ ...
مثل بچه ها لب ورمیچینمـــ
دوس دارم بیایــــ
از دلم در بیاریـــ
اما ...

+بی ربط ...
+ زندگی همه ی ما آدم ها گاهی اوقات بدجوری به بابابزرگ نیاز داره ...
روحت شاد بابابزرگ ... دلتنگتم ...
+بزرگداشت حافظ خجسته ...
بعد از آن جدایی تلخــــــــــ
تو منـو یادتــــ رفت ...
من هم ...
خودمـــــــ و ...
برای همیشــ ـ ـه ...

+ همزاد پنداری شدید با مخاطب ِ پاییز سال بعد
استغفار می کنم
از آن
"دوستت دارم " هایی
که حرامت شد ...

+ وقتی یه فالگیر میگه دستتو بده به من و با ترفندهای مخصوص به خودش یه چیزایی از دلت میگه که راسته خوشحال میشی ... خوشحال میشی از اینکه شاید بالاخره یکی فهمید ...
+پاییز اومد ... دوباره بارون ...
نگاهم که به نگاهت گره خورد
چشمانت به حرف آمد ...
من هنوز هم نگاهم به توست ...
چرا چشمانت دیگر حرف نمیزند ... ؟

+یکتا
حوا را دیدم ...
کولی شده بود !
به هر گوشه از این دنیا سرک می کشید و
به دنبال آدم میگشت ...

بیمارم
گیجی مزمن...
در این هوایی که تو نیستی
ولی هستیــــــــ ...
من حِسِِّت میکنم ...
کجای این قصه ای
که هر چی بیشتر می گردم کم تر پیدات میکنم . . .

+کجا داری پر میکشیـــ
من که هنوز دیونتمــــ
پشت سرت نگاهی کنـــ
منم که چشم به راهتمــــ
+درست لحظه ای که ازت می برم
تحمل ندارم شکست می خورم
+آلبوم مهدی یراحی رو اگه گوش نکردید حتما گوش کنید
باور نکن خیلی قشنگه ...
+ خواستم بگم اینقدر خصوصی ندید بگید نباید ناراحت بشم ! چرا نباید ناراحت باشم ؟! این حق منه که ناراحت باشم ! با اینکه بعضی از حرفاتونو قبول دارم ... مرسی از سیم سیمک و زحل عزیزم